اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

161

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

انبوه نباشد ، آنچه تواند خرج نمايد و آنچه خواهند ، بدهد تا ريش وى بسيار و انبوه گردد . جوانان روغنها و دواها به صورت مالند تا ريش ايشان بسيار رويد و بيرون آيد . در هيچ قطعه‌اى از قطعات روى زمين ، به قدر ايران به ريش خدمت نكنند . على الصباح كه از خواب برخيزند و به هنگام شام كه به خوابگاه درآيند ، و در اثناى روز ، به چندين بار با دقت و اهتمام تمام ، ريش را شست‌وشوى دهند و با دستمال بخشكانند . مدتى طولانى [ آن را ] شانه زنند و موهاى اضافى را تسويه نمايند . بارها [ دست ] از بالا و زير به ريش كشند و نگذارند كه مويى از مويى پس و پيش افتد . به همين سبب به همراه خود آينه دارند و به هر جاى روند ، آينه برند و شانه نيز به همراه دارند . امّا اگر از هبوب رياح « 16 » يا صدمهء ديگر ، خللى در تسويهء ريش آيد ، فورا به اصلاح آن كوشند . در اين مملكت غير از اشخاصى كه به عنوان گروگان آغا محمد شاه از خراسان در تاريخ هزار و هفتصد و نود و شش [ ميلادى ] آورده بود ، كسى بىريش نديديم . اين اشخاص سبيلهاى بلند داشتند و بىريش بودند . اينها از بزرگان ازبك و تركمانهاى آن مملكت بودند . ايرانيان در هفته ، دو سه مرتبه موى سر را بتراشند . برخى از آنان در ميان سر ، مويى چند بگذارند كه « كاكل » نامند . عثمانيان نيز چنين كنند . بعضى از اوساط و گاه هم از طبقهء عامهء در ايران ، مويى چند در پشت گوش گذارند . همچنان در اصداغ « 17 » تا سرحد ريش ، مويى چند در ميان نمايند . اكرادى كه ما بين موصل و بغداد ديديم ، گيسوانى بافته و از دو سوى گوش ، افكنده داشتند . در ميان اكراد ايران نيز چنين چيزى ديديم و بسيار معمول بود . 5 . قليان ، قهوه و ترياك استعمال تنباكوى ساييده ، به جهت انفيه در ايران هيچ متداول نيست . همچنان چپق كمتر مستعمل است . به عوض [ آن ] استعمال ناركوتيك « 18 » به عبارة الاخرى قليان شايع و مشهورست . اين اسباب مركب است از ظرفى بلورين يا فلزى و يا چرمى كه تا نيمهء آن پر از آب شده و لوله‌اى در آن محكم كرده و در سر آن نيز ظرفى بىپايه و دسته نهاده و درميان آن

--> ( 16 ) . هبوب رياح - وزيدن باد ( 17 ) . اصداغ - جمع صدغ - بناگوشها ( 18 ) . ناركوتيك - ناركوك ، كوكنار - بنگ ، افيون ، چرس